.به غضنفر یه توپ فوتبال نشون میدنو میگن :این چیه؟بعد از کلی فکر کردن میگه: (شطرنج گردالی)
![]()
![]()
![]()
. به یه آقایی میگن ۳تا اسم بگو که با الله تموم شه.میگه:روح الله.عین الله.سیندرالله
![]()
![]()
![]()
. به غضنفر میگن شما تهرانی هستید؟ میگه : نه چشماتون قشنگ می بینه :-) :-)
![]()
![]()
![]()
. به غضنفر میگن : خیلی آقایی.........میگه : ما بیشتر.....................................
![]()
![]()
![]()
. یه تریاکی تو پیغام گیر تلفنش میذاره: ( هشتم ولی خشتم )
![]()
![]()
![]()
. به لره میگن : خسته نباشی...میگه : اگه باشم چه گ....میخوری؟؟؟
![]()
![]()
![]()
. به غضنفر میگن با ( میسید کال )جمله بساز؟ میگه: زعفرون میسکالی چند؟
![]()
![]()
![]()
. به غضنفر میگن: چی شد که ترک شدی؟ میگه: اولش والله تفریحی بود....
![]()
![]()
![]()
.
هیچ می دونی چقدر زود پر کشیدی؟
حتی زودتر از گنجشک کوچکی که سحر گاه بر شاخه صبح نشست و بر گونه های سردم بوسه زد....
هیچ می دونی پس از رفتنت شب بوها چقدر زود به خواب رفتند؟
حتی زودتر از آنکه سر بر شانه های مهربونش بگذارم و سراغ تو رو از آنها بگیرم...
من تنها مانده ام با برگهای دفتری که در فراقت سیاه میشوند...
من مانده ام و این سوال ؟ که چرا زود پر کشیدی مهربونم؟
دخترا دلم به حاله خودمون میسوزه آخه........ . ۱.( اگه خوشگل باشی ) میگن : وای چه جیگریه ![]()
۲. ( اگه زشت باشی ) میگن : کی اینو می گیره ![]()
۳. ( اگه تپلی باشی ) میگن : اوه اوه چه گوشتیه ![]()
۴. ( اگه لاغر باشی ) میگن:داره از وسط میشکنه![]()
۵.(اگه مودبانه حرف بزنی) میگن:چه لفظ قلم حرف میزنه![]()
۶.( اگه روراست باشی ) میگن : اه ..دختره چه بی حیاست ![]()
۷. (اگه سریع جواب بدی) میگن : طرف منتظربود تیکه بندازیم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
......با این حساب من که کم آوردم شما چطور؟....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدایا من گلی نچیدم.......برای هر فرشته یک آرزوی سرخ کردم.
خدایا من تو را در نگاه صبح و در چشمان آبی رود بی انتها دیدم.
خدایا من آینه را می شناسم......من با دریا دوست وصمیمی ام.
خدایا من دستان عشق را می شناسم..
خدایا همراهم باش![]()
وای خدایا باز یادم افتاد آخه بعد از این ماجرا آلزایمرهم گرفتم می ترسم کم کم مثل منصور خان replay
بزنم
اون موقع دلم به حال شما می سوزه چون باید مطالب تکراری بخونید.![]()
می خوام بگم اگه می خواید به روز من نیفتید با موبایلتون کم حرف بزنید و اینک شرح ماجرا :
توی یکی از صبحای زیبای زمستونی بعد از خوردن یه صبحونه مفصل ساک ورزشی ام رو برداشتم و قدم به سوی باشگاه نهادم . خندان و شادان وسوت زنان به سمت در رفتم ناگه چشمام به زمین افتاد تعدادی کاغذ روی زمین دیدم وبه تماشای اون پرداختم.
بله تعدادی قبض بود اعم از: آب...برق...گاز.....
تلفن............
در اون لحظه ناب که ارقام نجومی رو در قبض دیدم پوزخندی به صاحب قبض کردم وگفتم : حقته تا تو باشی وراجی نکنی بدبخت![]()
همین که چشمم به اسم بالای قبض افتاد......احساس کردم تابستونه گرمم شد....بعد یادم افتاد زمستونه یخ زدم.....فشارم افتاد... بعد یهویی بزرگترین رگ کمرم یعنی سیاتیکم گرفت..به خودم گفتم اگه ساک رو ول کنم رو زمین مثل فیلمها میشه...از اون روز تا الان دچار فلج صورت شدم ...طوری که نمی تونم صحبت کنم![]()
دندونام چفت شده
. لبام فقط میگ میگ میکنه
. چشمام مثل این
شده. مغزم ۵ میزنه
.
دور سرم کلاغ قار قار میکنه...فقط انگشتای دستم سالمه که اونم داره سرگذشت مهیبم رو براتون تایپ میکنه.
اتفاقا تو این چند روزه به پیشنهاد دوستام در حالی که روی ویلچر نشسته بودم و صورتم رو از اشک فرا گرفته بود دنبال دسته عزاداری رفتیم و از خود آقا طلب کمک خواستم..حتی شمع روشن کردم تعداد شمعهام اانقدر زیاد بود که فرداش به گوشم رسید که اونجا آتیش گرفته![]()
![]()
![]()
هم اکنون نیازمند راه حل پول جمع کردن رو دارم
بهت نگفتم تا حالا این که چقدر دوستت دارم .
این که چقدر آرزومه جلوی چشمات کم نیارم .
گفتم : که ماه من شو گفتا :دلم نخوااااااهد
گفتم : خوشا هوایی کز باد صبح خیزد.
گفتا : اه.....اه.....بوی عرق درآآآآامد.
گفتم : دل رحیمت کی عزم صلح دارد؟
گفتا : برو به سویی تا گله نی درااااااید.
گفتم : زمان عشرت دیدی که چون سرآمد.
گفتا : ای واااااای دیر شد داد مامی در آمد.


